| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
اکبر ذوالفقار
دوباره متولد شدم انگار . در آن فضای عجیب دوباره دوران به تاراج رفته ام را دیدم و اراده کردم محکم شروع کنم . هم اکنون از سفر سمنان و جشنواره ستاره های کویر می آیم .و چه هیجانی دارد تکرار خاطرات گذشته با شاعران آن روزگار که بیش از پانزده سال عمر بی ارزشم را به یادم می آورد . وقتی با شفایی ، موسویان ،چشامی ، رمضانی ،سپاهی و.....مسافر کنگره ها بودیم و ... ارتباط های عاشقانه ،رفاقت های زلال ،شب نشینی های شاعرانه ،و خواب که همیشه فراموش می شد .من هنوز خیلی پیر نشده ام که عاشق نشوم ،اما همان زمان هم جسارت عاشق شدن را نداشتم والا .....چه کسی می تواند جای صغرای مرا بگیرد ؟ هرگز. اما حسرت خوردم که چقدر فرصت را از دست دادم . تنها یادگار آن ایام محسن وطنی بود با چند متر تفاوت قد !وخسرو آقا یاری با موهایی بیشتر سفید و سرفه هایی که گاهی به سراغش می آید . دلم عجیب برای سادگی مرحوم شده ام تنگ شده . می خواهم شروع کنم . چقدر خوشحالم که مردم استان های دیگر اینقدر به لهجه زیبای مشهدی علاقه دارند . قبلا اصفهان را تجربه کردم و اینک مرد م مهربان سمنان آنقدر به من لطف کردند که دوباره تصمیم گرفته ام عاشقانه های مشهدی را جدی بگیرم دوستی خواسته بود شعر اصغر ذوالفقار تبریزی را یاد داشت کنم . اطاعت کردم . دوستی پرسید چرا بعضی برایت چرت و پرت می نویسند . عرض کردم تمام این مطالب را بچه های طرقبه می نویسند . اما در کنار مطالب خوبی که بچه های طرقبه می نویسند این چند نوشته هم لطف دوستان است . به هر حال لابد یک جایی آنها را آزار داده ام .بگذریم . شاعر باید فقط شعر بگوید . پس لطف کنید و برای شعر سال 1370 من نظر بدهید .دقت داشته باشید ضعف هایی مثل درب به جای در آن زمان هم ایراد محسوب می شده و همچنین گشتن به معنای شدن .در ضمن هنوز با این نرم افزار جدید آشنا نشده ام . روی فونت و مسائل دیگر نمی توانم کاری بکنم .الان ساعت دو بعد نصف شب است . هر کار کردم نشد . به بزرگی خود می بخشید . فردا اصلاحش می کنم .
ا کبر ذوالفقار تبریزی آن شب از ذوالفقار می گفتیم ذوالفقاری که داشت برمی گشت چهره ای پر شکست از پائیز نوبهاری که داشت برمی گشت ...... اکبر ذوالفقار تبریزی اهل یک کوچه آنطرفتر بود و به قول برادرم محمود از قماش یزید بد تر بود ........ سال ها پیش از آن که من باشم اکبر از مش رحیم دزدی کرد رفت زندان و بعد ها برگشت باز هم از کریم دزدی کرد ...... الغرض !شب رسید و خلوت شد آسمان در سکوت حل می شد ذره ای از شعاع پرتو ماه در درختان توت حل می شد ...... گربه ای از بلندی یک بام با سکوتی سیاه پایین جست پیر مردی دوچرخه ای نو را به درخت شکسته ای می بست ....... از سر کوچه مرد کوتاهی با قدم های خسته می آمد در دلش خاطرات زندان بود با غروری شکسته می آمد ...... در سکوتی گرفته و سنگین بسته ای را به شانه اش می برد خاطرات سیاه زندان را مثل کوهی به خانه اش می برد ....... روی سکوی چرک قصابی جای مشتی عزیز خالی بود در کنار درخت بید خشک جای یک حجله نیز خالی بود ........ گربه پایین پرید از بامی مثل برگی که بر زمین خوابید مرد با دست های سرد و زمخت مشت بر درب آهنین کوبید ....... ... لحظه ای بعد در ته بن بست پیر مردی به زور می خوابید کودکی درب خانه را آرام باز کرد و به مرد شب خندید ........ رفت تا پا به خانه بگذارد اشک در چشم روبه آن سو کرد و صدای زنی که می نالید - به همانجا که بوده ای برگرد ...... مدتی زن به مرد چیزی گفت بعد از آن در به روی پا چرخید باز با بغض خویش تنها ماند مرد پیری که کودکش را دید ....... نیمه شب بود و در خیابان ها از شلوغی هنوز کم می شد زیر سنگینی سیاه شب شانه های درخت خم میشد ....... گربه روی درخت جستی زد مرد پیر اندکی تامل کرد بی جهت مثل بچه ها خندید خصلت کودکانه اش گل کرد ....... رفت تا پشت پیچ دوری زد گربه بر شاخه درختی ماند مرد هم اندکی جلو آمد در کنار درخت لختی ماند ...... با وجود سیاهی و ابهام در ته چشم گربه نوری دید خم شد سنگ کوچکی برداشت وبه چشمان هیز او کوبید ...... گربه راه گریز را گم کرد به زمین خورد و کوچه خونین گشت مرد در حال خواندن تصنیف از همان راه آمده برگشت ...... کودکش صبح بعد روی بام گربه کور دزد را نان داد در زمانی که گربه نان می خورد مرد در کنج مسجدی جان داد ...... کودکش را دست چندی پیش به جنایت کشید بی چیزی و هم اکنون عجیب معروف است اصغر ذوالفقار تبریزی |+| نوشته شده توسط قاسم رفيعا در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:52 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1387اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 پيوندها
رضا هومپرتال شهر الکترونیک طرقبه سعید بیابانکی بدپیله دلنگونهای طرقبه هشت بهشت املت دسته دار ارش شفاعی شعر جوان خراسان بانوی اردیبهشت جواد گنجعلی جواد کلیدری علی رضا بدیع انجمن شاعران ایران کوچه های جابلقا سی پل علی امیر خانی محمد قهرمان انسیه موسویان محمد کاظم کاظمی اطهر سید موسوی وحید عدالتی علیرضا سپاهی لیلا طالقانی جهانبخش استاد بدپیله قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |